آیا آمریکا به رابطه با ایران پس از انتخابات ۱۴۰۰ می‌اندیشد؟!

آیا آمریکا به رابطه با ایران پس از انتخابات ۱۴۰۰ می‌اندیشد؟!

به گزارش رشت۲۰ به نقل از خبرفوری؛ دونالد ترامپ ۴ سال کوشید تا ایران را وادارد با ترک برجام، که توافقی چندجانبه است، به یک توافق دوجانبه میان ایران و آمریکا وادارد. کوششی که شکست خورد تا تهران به کاخ سفید نشان دهد زیر بار فشار، تن به هیچ قرارداد و توافقی نمی‌دهد.

حالا انتظار از جو بایدن این است که با اصلاح رویه ترامپ، به توافق چندجانبه هسته‌ای بازگشته و تحریم‌های یکجانبه را لغو کند. روشن است که چنین اقدامی با فرمان اجرایی رئیس جمهور محقق خواهد شد و نیازی به مذاکره ندارد.

با این حال به‌نظر می‌رسد عواملی وجود دارد که بایدن را وامی‌دارد برای کاستن از فشار بر ایران عجله‌ای نداشته باشد. این عوامل، در عمل می‌تواند موضوع ایران را از اولویت سیاست خارجی آمریکا دور کند.

لرزه بر اندام “سلمان” و “بی‌بی”

اولین نشانه‌ای که به رئیس‌جمهور جدید آمریکا یادآوری می‌کند، باید درباره ایران جانب احتیاط را نگاه دارد، نگرانی‌های متحدان منطقه‌ای آمریکا، به‌ویژه عربستان و اسرائیل است.

اظهارات اخیر ملک سلمان پادشاه عربستان علیه ایران که پس از ماه‌ها سکوت او عنوان شد، نشان از نگرانی عمیق متحدان آمریکا از مواضع بایدن دارد. سلمان که با تکیه بر ترامپ توانسته بود خاورمیانه را بی‌ثبات کند، حالا می‌ترسد با تغییر رویکرد کاخ سفید، ایران به انتقام‌گیری روی آورده و معادلات منطقه را تغییر دهد.

این نگرانی را حتی بیش از سلمان، نتانیاهو در اسرائیل دارد. او که با کمک ترامپ توانست با برخی کشورهای عربی رابطه برقرار کند، حالا کسی را در کاخ سفید می‌بیند که به سیاست دو کشور شدن فلسطین و مهار رژیم صهیونیستی باور دارد و می‌داند که توافق ایران و آمریکا می‌تواند دست کشورمان در تحولات منطقه را بالاتر از دیگر رقبا قرار دهد.

لابی‌ اسلحه‌سازی، نگران تنش‌زدایی

به جز متحدان منطقه‌ای آمریکا، کارخانجات اسلحه‌سازی نیز بیم آن دارند که بهبود نسبی روابط واشنگتن با تهران، فروش سلاح به کشورهای عربی را تحت الشعاع قرار دهد.

آمریکایی‌ها تا بحال با ترساندن اعراب از ایران، میلیاردها دلار سلاح به آنان فروخته‌اند و حالا کاهش تنش با کشورمان می‌تواند موج خرید سلاح را آرام کند. بنابراین لابی کارخانجات اسلحه‌سازی برای حفظ سیاست فشار بر ایران، بایدن را تحت فشار قرار خواهد داد.

طلای سیاه تحت تاثیر استراتژی بایدن

دیگر عامل نگرانی از سیاست‌های بایدن درباره ایران، فشار لابی نفتی است. در صورتی که تحریم نفتی تهران پایان یابد، غول خفته انرژی در منطقه بیدار شده و بشدت قیمتها را متلاطم می‌کند.

کاهش قیمت نفت، نتیجه‌اش خسارت بالای کارخانجاتی است که نفت شیل تولید می‌کنند و هرچند به دلیل کرونا، آنها با کاهش تقاضا در مصرف انرژی روبرو شده و بنابراین تولید بالایی ندارند، اما با بازگشت نفت ایران و شاید ونزوئلا به بازار، آنها چشم‌اندازی حتی پس از کرونا برای افزایش فروش نداشته و بنابراین سعی می‌کنند بایدن را راضی کنند که در رفع تحریم نفتی کشورمان شتاب نکند.

هدیه‌ای که ترامپ به بایدن داد

اینکه جو بایدن در بهبود رابطه با ایران شتاب نکند، احتمالا خواست استراتژیست‌های سیاسی در آمریکا نیز هست. آنها به بایدن خواهند گفت که ترامپ، ایران را در موضع ضعف قرار داده و او باید از فرصت پیش آمده بهترین استفاده را بکند.

به باور دیپلماتهای آمریکایی، بایدن نباید گوهر نایاب ایرانی که با فشار اقتصادی روبروست را راحت از دست بدهد و بهترین دقت است تا با شیوه‌ای متفاوت از ترامپ، مسیر امتیازگیری منطقه‌ای و موشکی از ایران را طی کند تا هم خیال متحدان آمریکا راحت شود و هم منتقدان، بایدن را متهم به ضعف نکنند.

پایان نفوذ اپوزسیون خارج‌نشین

در کنار این فشارها، گروه‌های اپوزسیون خارج‌نشین که ترامپ را تشویق به تحریم و حتی جنگ با ایران می‌کردند و در سر رویای بازگشت به تهران می‌پروراندند، به‌سرعت به تیم بایدن نزدیک شده و با برجسته‌سازی مسائل حقوق بشری، تلاش خواهند کرد آمریکا سیاست فشار بر ایران را کنار نگذارد.

این گروه‌ها که بدون حمایت مالی واشنگتن امکان بقا ندارند، با تکیه بر برخی نارضایتی‌های داخلی، می‌خواهند این پیام را به دموکراتها بدهند که جمهوری اسلامی نمی‌تواند مشروعیت لازم برای توافق با آمریکا داشته باشد و باید تحت فشار بیشتر وادار به تسلیم یا فروپاشی شود.

البته این گروه‌ها که تجربه دولت اوباما را دارند، احتمالا می‌دانند بایدن تحت تاثیر گروه‌هایی که کوچکترین پشتوانه داخلی ندارند، قرار نخواهد گرفت.

در انتظار جایگزین روحانی

اما شاید بیش از همه اینها، آنچه بایدن را وادارد تا برای گفتگو با تهران یا بازگشت به برجام عجله نداشته باشد، انتخابات ۱۴۰۰ در ایران است. رئیس‌جمهور آمریکا با خود می‌اندیشد که چرا مانند ایران که برای مذاکره، صبر کرد نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ معلوم شود، او نیز چند ماهی صبوری نکند تا ببیند دولت آینده ایران چه سمت و سویی خواهد داشت.

تیم دیپلماتیک دولت جدید آمریکا می‌داند که اگر دولت آینده خط فکری دولت روحانی را ادامه دهد، می‌تواند تجربه اوباما در امضای برجام را با رئیس‌جمهور بعدی ایران را تکرار کند اما اگر پیروز انتخابات ۱۴۰۰ مخالف رویکرد تیم ظریف – روحانی باشد، همان بهتر که آمریکا از برجام بیرون بماند و دردسر مذاکره با دولتی ضدآمریکایی را به جان نخرد.

بنابراین اگرچه محتمل است که بایدن با هدف کمک به روحانی، در ماه‌های مانده تا انتخابات ۱۴۰۰، فشارها را کاهش دهد، اما آنطور که روحانی در سخنرانی اخیرش تاکید کرد، بعید است که او تن به لغو همه تحریم‌ها در کوتاه مدت کند، چراکه احتمالا این تحریمها را به‌عنوان برگ برنده در مذاکره با رئیس‌جمهور آتی لازم خواهد داشت.

با درنظر گرفتن این واقعیت، به‌نظر می‌رسد ایران برای کم‌ارزش کردن برگ تحریم، تنها راهی که پیش‌رو دارد، تکیه بر توان داخلی است تا دولت بعد مجبور نباشد برای بهبود وضع اقتصادی، ناچار به امتیازدهی فراتر از برجام شود.