“بازنده قرن” و تیری که دوباره به خطا رفت به طور حتم سال ۹۸ را باید سال شکست های مکرر یکی از اعضای شورای شهر رشت نامید.

“بازنده قرن” و تیری که دوباره به خطا رفت

به گزارش رشت ۲۰ ,با بررسی اتفاقات این سال قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که علوی در تقویم خاطرات خود سال ۹۸ را فراموش نخواهد کرد چرا که امسال کلکسیونی از ناکامی ها را در کارنامه خود درج کرده است و این امر با توجه به شناختی که از روحیات جنابشان موجود است تحمل این حجم از شکستهای پیاپی از توان وی خارج بوده و باید دید واکنش وی به وضعیت موجود چه خواهد بود!

 

 

بر هیچکس پوشیده نیست در بازه زمانی سال آخر شورای چهارم و یک سال ابتدای شورای پنجم “سیدامیر حسین علوی” به عنوان شاخصی قابل قبول از یک کنشگر سیاسی و مدیر شهری جوان چهره ای محبوب در بین جوانان از هر گرایش و تفکری بود و مشروعیت وی در بین شهروندان علی الخصوص در قشر جوان بیش از هر شاخصه دیگر او خودنمایی می کرد و علوی در پرتو این حمایت عمومی که نسیب هر کس نمی شود با سرعت در حال رشد و تبدیل به یک رجل سیاسی تمام عیار گشتن بود اما در زیست سیاسی این فرد همواره یک حلقه مفقوده وجود داشت و آن نگاه از بالا به پایین وی به حلقه دوستان خود بود که نتیجه آن ریزش نیروهای کیفی و تثبیت منافع طلبان گرد جناب علوی بود.

 

 

 

علوی به هیچ وجه انتقاد پذیر نیست و هرگونه انتقادی را با عناب و عتاب پاسخ میدهد و البته که دوستان حقیقی در کنار فردی در این سطح لازمه حضور خود را انتقاد میدانند و برخورد غیرعقلانی و البته احساسی علوی با این حلقه باعث ریزش کانون محوری و اتاق فکر وی گردید و هر آنچه از اطرافیان وی باقی ماند(به جز معدودی) عده ای ناتوان و بله قربان گو بودند که فاقد هر نوع قابلیت بوده و تنها و صرفا به فکر تثبیت موقعیت نازل خود در کنار یک عضو عادی شورای شهر بودند و هیچ برنامه ای برای حرکت تیمی نداشتند و این در حالی بود که علوی سودای دیگری در سر می پروراند…

 

 

 

پس از دو سال ریاست بر شورای پنجم و عدم رضایت حتی گعده خودی ها نسبت به بسیاری از تصمیم گیری ها و حذف برخی از دوستان حقیقی آقای رییس جوان که گویی در محاسبات موقعیت حقیقی خود دچار اشتباهات فاحش گردیده بود پس از ناکامی در عرصه تصدی شهرداری رشت! با سودای کرسی سبز بهارستان اقدام به خروج از پارلمان محلی کرد لیکن زهی خیال باطل و حداکثر اعضایی که دو سال روند یک سویه ریاست شورا را تحمل کرده بودند و مترصد فرصتی برای جبران الطاف جناب رییس لحظه شماری می کردند فرصت را غنیمت شمرده و مانع از حضور وی در کارزار انتخاباتی شدند.امری که از ابتدا ناکامی وی در آن مبرهن بود و یقینا فقدان مشاورین صاحب نظر باعث سقوط علوی در این پرتگاه گردید.

 

 

 

از اینجا به بعد شاید میتوان اظهار داشت که داستان تغییر کرد و علوی اهل تفکر و اندیشه به فردی بازنده و فاقد تحلیل بدل شد که تنها انتقام از بانیان حضور در رقابتهای مجلس را در سر می پروراند و در راستای سیر تسلسل تصمیمات اشتباه گذشته خود با حضور در ستاد انتخاباتی یک فرد سوخته با تحلیل های نادرست خودکشی سیاسی کرده و به نظر بسیاری به زیست سیاسی خود در این مرحله پایان داد.

 

 

 

نکته نهایی در این برهه این که در ساختار سیاسی موجود ما متاسفانه کمتر فرصتی رقم می خورد که فردی در این سن با این موقعیت و به این جایگاه دست یابد و معدودی همچون “سید امیرحسین علوی” اگر درک صحیحی از توانایی و موقعیت خود داشته باشند و با اتکا به جوانان کاردان و پرهیز از غرور کاذب و تصمیم گیری های صحیح می توانند پله های رشد و ترقی را حتی در بالاترین سطوح مدیریتی در سطح کشور طی کرده و به سرمایه ای برای این شهر و حتی کشور بدل شوند لیکن پله اول تعریف خط مشی صحیح و عدم نگاه ابزاری به دوستان حقیقی است…