بعداز امیر محمد چه کسی قربانی خواهد شد ؟ نگاهی به وضعیت اسفناک تابلو برق خیابان ها؛

بعداز امیر محمد چه کسی قربانی خواهد شد ؟

به گزارش رشت۲۰ ؛در یکی از تابلوها به طرز عجیبی برای یک فروشگاه برق سه فاز گرفته شده است. در نبش خیابان فرعی درب تابلویی نیمه باز است و کابلی قطور از آن به مغازه ای کشیده شده است. اینکه چه کسی و با چه مجوزی چنین کاری کرده معلوم نیست اما کابل مزبور سبب شده که درب تابلو بسته نشود و کسی نیز به خطرناک بودنش توجه نمی کند .

بهنام ربیع زاده نوشت:

 

دقیقا دوسال پیش بود که رسانه ها منتشر کردند ؛ « نوجوان ۱۶ ساله درحال سلفی گرفتن با تابلوی برق درگذشت”»

فاطمه صابری سردبیر وقت یکی از پایگاه های خبری گیلان یادداشتی در این زمینه نوشت که « مرگ امیر محمد باید تلنگری به بی تفاوتی های شرکت برق گیلان بزند«

آن یادداشت و فشار افکار عمومی و پیگیری های خانواده متوفی کمی مسئولان شرکت توزیع برق را به تکاپو واداشت تا به خیابانها بیایند و دستی هرچند اندک به سر روی تابلوهای برق بکشند.

اما از آنجایی که به اکثر اینگونه موارد به طور مقطعی توجه شده و نظارت درست و حسابی از سوی نمایندگان مجلس و سایر نهادهای نظارتی اعمال نمی شود ، رسیدگی به وضعیت تابلوها نیز به فراموشی سپرده شد تا شاید وقتی دیگر شاهد قربانی شدن فرد یا افراد دیگری باشیم .

 

لبخند تابلوهای مرگ آفرین

 

مادر امیر محمد وقتی شنیده بود که درب تابلوها «بسیار محکم بسته شده که تنها با دیلم یا کلیدهای مخصوص باز می شود» در مصاحبه ای گفته بود : بیکار ننشستیم. با گردش چنددقیقه‌ای در سطح شهر رشت توانستیم ۳۰ پست برق را پیدا کنیم که درب شان باز بود. با یک اسپری مشکی تمام آن‌ها را شماره‌گذاری کردیم تا احتمال یکی بودنشان را منتفی کند.

او گفته بود : پسر من جانش را از دست داد اما چرا اداره توزیع برق ایمنی بقیه پست‌های برق را تأمین نمی‌کند که شاهد از دست رفتن فرزند دیگری نباشیم.

آن گفتگو ۹ ماه بعد از مرگ امیر محمد انجام شده است . با کمی دقت می توان فهمید که در اول مرداد ۹۵ و ماههای بعداز آن تابلوها وضع مطلوبی نداشته اند . حالا هم که دوسال از موضوع گذشته است با قدم زدن در خیابان ها به راحتی می توان دید که تابلوهای مرگ آفرین به رهگذران لبخند می زنند و کسی فکری به حال شان نمی کند.

 

چالش تصویری از وضعیت تابلو های برق و برق رسانی

 

اگر رسیدگی به وضعیت تاسیسات برقی وظیفه دستگاه عریض و طویل شرکت توزیع برق که به قول صابری برای قطع برق [ به دلیل بدهی ] شهروندان فرصت یکباره می دهند و هزینه تمام خدمات عمومی شهری و روستایی را از مردم دریافت می کنند نیست پس وظیفه کیست. البته آنها مدعی اند که مثلا قفل های درب تابلو ها به سرقت می رود که فرض کنیم چنین است !

مگر در جاهای دیگر این اتفاق نمی افتد؟ مگر کابلها از روی تیر برق ها به سرقت نمی رود؟ مگر تیر برق ها براثر تصادفات خودرویی و غیره آسیب نمی بینند؟ آیا شرکت برق به آنها بی توجه است ؟ اصلا وظیفه دایره تعمیر و نگهداری در شرکت برق چیست ؟

شرکتی که بخش زیادی از هزینه ها را از مشترک می گیرد و حتی در برخی موارد خریداری و نصب تیر برق و کابلها و ادوات را مشتری باید بپردازد نباید به نگهداری تاسیسات حساسیت نشان دهد؟

متاسفانه دیده می شود که این اتفاق به خوبی صورت نگرفته و نمی گیرد. برای اثبات مدعا بدنیست چالشی از سوی کاربران در فضای مجازی انجام شود تا عینیت موضوع روشن شود. همانطور که امیر محمد ۱۶ ساله برای شرکت در « چالش طلوع خورشید»” جان اش را از دست داد ، چالشی نیز از «قاتلان زرد» تدارک دیده شود تا مرحمی بر آلام خانواده او باشد.

 

تابلوهایی که درب شان با نخ بسته شده است

 

بگذارید آدرس دقیق بدهم ؛ در طول مسیر یک کیلومتری خیابان سعدی که پیاده قدم بزنی چندین تابلوی برق تعبیه شده را می بینی که اکثرشان یا رنگ و رو رفته اند و یا سال ها از عمر مفیدشان گذشته است.

عجیب آنکه درب تعدای از آنها با نخ یا سیم مفتولی بسته شده است!

تقریبا بیشترشان حتی نوشته «خطر برق گرفتگی»ندارند و یا اگر چیزی نوشته شده باشد قابل خواندن نیست . بر روی تعدادی از آنها کاغذهای تبلیغاتی نصب شده و درب بعضی شان نیمه باز است.

جالب اینکه بر روی بعضی از آنها ( اگر خوب دقیق شوی ) نوشته است : « نصب هرگونه آگهی تبلیغاتی پیگرد قانونی دارد» اما با توجه به نصب این همه آگهی ، تاکنون خبری از «برخورد قانونی» با خاطیان نشده است !

تابلوهای برق سایر خیابانها هم وضعیت مشابهی دارند و این مشتی از خروار است.

 

یک مورد برق رسانی خاص !

 

در یکی از تابلوها به طرز عجیبی برای یک فروشگاه برق سه فاز گرفته شده است. در نبش خیابان فرعی درب تابلویی نیمه باز است و کابلی قطور از آن به مغازه ای کشیده شده است. اینکه چه کسی و با چه مجوزی چنین کاری کرده معلوم نیست اما کابل مزبور سبب شده که درب تابلو بسته نشود و کسی نیز به خطرناک بودنش توجه نمی کند . فرض کنیم همه قفل ها را می دزدند! فرص کنیم به تاسیسات آسیب می زنند ! این را که دیگر نمی شود به گردن دزد و … انداخت. مطمئنا اینکار توسط عوامل شرکت برق انجام گرفته است.

بد نیست نگاهی نیز به تیرهای نور معابر در همان خیابان بیاندازیم؛

تقریبا از قسمت تقسیم و پیوند تمام تیرهای سمت راست شهرداری به چهارراه گلسار یک مشت سیم بیرون زده است یا آنکه کابلهایی به صورت روکار از آنجا منشعب شده و به تیر به سمت بالا پیچانده شده است.

تقسیم هایی بعضا درباز ، در ارتفاعی از ۳۰ تا ۵۰ سانت که به راحتی تهدیدی برای کودکان زیر پنج سال است که نه از برق چیزی میدانند و نه از مردن! چرا؟

از وضعیت تابلوها و نحوه برق گرفتن از تیرهای برق چراغ های معابر هرچه نوشته شود کم است.

از مرگ و میر ناشی از برق گرفتگی نیز زیاد خوانده ایم اما در ارائه گزارش اینگونه حوادث ، به راهکارها و نحوه پیشگیری و جلوگیری از تکرارشان – کمتر – اشاره می شود و ” چرا ” هایی که بی پاسخ اند؛

اینکه چرا بعداز گذشت سالها و پیشرفت تکنولوژی از تابلوهای فلزی داری ضریب ایمنی بسیار پایین در فضاهای عمومی استفاده می شود ؟

اینکه در تحلیل چرایی این اتفاق ها ، همه چیز را به بی احتیاطی محض حادثه دیده ربط می دهیم ؟

چرا مسئولان حوزه برق را در موضوعاتی همچون میستیک پروف سازی تجهیزات خطرزای شهری بازخواست نمی نماییم ؟

اینکه مگر غیر این است مدتهای مدیدی است که بکارگیری این تابلوها منسوخ شده و از تابلوهای کامپوزیتی با ضریب ایمنی صددرصدی برای فضاهای عمومی استفاده می شود و با اینکه پول این تابلوها را مصرف کننده ها پرداخت می کنند پس چرا از تابلوهای منسوخ استفاده می کنیم ؟

چرا ایمنی در برق را به دیگران آموزش می دهیم اما پرسنل شرکت مزبور رعایتش نمی کنند و یا با سهل انگاری از کنارش می گذرند ؟

چرا ارتفاع تابلوهای برق اینقدر پایین است و چرا دسترسی به آن آسان ؟

 

لزوم اعمال نظارت بیشتر و برخوردهای قانونی

 

اگر پیشگیری بهتر از درمان است و اگر انسانیت و جان انسان ها اهمیت ویژه ای در پیشگاه مسئولین دارد و با توجه به وضعیت خطرناک تاسیسات و قابل دسترس بودن ، به نظر می رسد که شرکت برق توجهی به این مسائل نداشته و ندارد و برای آنکه شاهد مرگ و خسارت های احتمالی بیشتر نباشیم شایسته است مسئولین بالا دستی نظیر استاندار ، نمایندگان مجلس و مدعی العموم به اینگونه قضایا ورود کنند و هرکدام نقش شان را ایفاء نمایند.