حاشیه‌های سندروم دست بیقرار در تلویزیون/ منظور سریال پایتخت، حسن روحانی بود؟

حاشیه‌های سندروم دست بیقرار در تلویزیون/ منظور سریال پایتخت، حسن روحانی بود؟

به گزارش رشت۲۰ ،شوخی‌های سریال پایتخت در هر قسمت، جنجال جدیدی به پا می‌کند؛ این بار شوخی با «دست بیقرار» حاشیه جدیدی ایجاد کرد و از شب گذشته هشتگ جدیدی در فضای مجازی به نام «دست بیقرار» ایجاد شده و کاربران با آن توییت می‌زنند. سندرم دست بیقرار حس سوزش ناخوشایندی در دست است که فرد مبتلا باید دست خود را تکان بدهد.

در سریال پایتخت این بخش اینگونه نشان داده شد که بهبود فریبا به بیماری دست بیقرار مبتلاست و کنترل دست از اختیار او خارج است و تمام کارهایی که هنگام هیجان انجام می‌دهد، غیر ارادی است. تا اینجا همه چیز طبیعی بود، اما برخی کاربران توییتر سکانس دست بیقرار بهبود در فرودگاه را با سکانس بعدی که نقی معمولی درباره شرایطی که به خاطر گرانی‌ها برای همه هیجانی است، پیوند دادند و گفتند که منظور از دست بیقرار کنایه به روحانی بوده که همه تصمیم‌هایش از کنترل او خارج بوده است.

علی قلهکی فعال توییتری اصولگرا عکسی از دستان روحانی منتشر کرد و نوشت: «سندروم دست بیقرار فقط این.» کاربران دیگر البته به این توییت انتقاد کردند و نوشتند روحانی به خاطر جنگ لرزش دست دارد و جانباز است، بنابراین اینکه این موضوع به طنز گرفته شود، غیر اخلاقی است.

 

یکی از کاربران با هشتگ «دست بیقرار» نوشت: «فیلم می‌سازند و در آن مستقیم به رئیس جمهور طعنه می‌زنند. لرزش دست او را به مسائل سیاسی گره می‌زنند. مردم از روحانی راضی هم نباشند، با این بداخلاقی‌ها که می‌کنید، به سمت شما نمی‌آیند.»

 

به گزارش رویداد۲۴ واژه «سندورم دست بیقرار» از یک سریال طنز تلویزیونی وارد ادبیات سیاسی ایران شده و طبیعی است کسانی که از آن استفاده می‌کنند، در طیف‌های مختلف قرار بگیرند. یک دسته منتقدان دولت که تصمیم‌های روحانی و کابینه او با این هشتگ به چالش می‌کشند. برخی از آنها تصاویری از امضای برجام توسط ایران را به اشتراک گذاشتند و نوشتند «کاش اینجا سندوم دست بیقرار نداشتیم و این سند امضا نمی‌شد.»

 

قیاسی از روحانیون توییتر با انتشار تصاویری از روزنامه‌های اصلاح طلب نوشت: «شش سال است چوب سندروم دست بیقرار و اعتماد به امضا و خنده دشمن را می‌خوریم.»

 

برخی کاربران هم البته تصاویری از محمدعلی نجفی منتشر کردند و ماجرای تیراندازی او به میترا استاد را سوژه نوشته‌های خود کردند و گفتند او دست بیقرار داشته است.

 

علیرضا محمدی، اصلاح طلبان را با این هشتگ مورد انتقاد خود قرار داد و نوشت: «حالا می‌فهمم چرا امثال زیباکلام و سلبریتی‌ها توییت‌ها و پست‌هایشان را گردن نمی‌گیرند و آن را ماستمالی می‌کنند، نگو که به سندروم دست بیقرار مبتلا هستند و اختیار دست خودشان نیست.»

نکته جالب درباره شوخی‌های سریال پایتخت اینکه تا روز گذشته نیروهای ارزشی اصولگرا منتقد سرسخت سریال پایتخت بودند؛ آنها به خاطر طنزهایی سریال درباره آداب و مناسک حج به کار برده (از جمله استفاده از دبه از چهار لیتری یا به کار بردن واژه‌های ته استکانی برای تقسیم آب زمزم و حتی نحوه ریختن آب در استکان‌ها و …) انتقادهای سختی به گروه سازندگان داشتند و حتی این درخواست مطرح شد که جلوی پخش سریال گرفته شود. با این حال از شب گذشته و با مطرح شدن موضوع «سندروم دست بیقرار» که به زعم آنها انتقاد مستقیم به روحانی بوده، نیروهای ارزشی حامی سریال پایتخت شده‌اند.

 

دسته دیگر کسانی که با همین هشتگ طیف مقابل را انتقاد کردند. توییتی که بسیار بازتاب داشت، تصویری از هواپیمای اوکراینی بود که در آن نوشته بود: «سندروم دست بیقرار فقط این بزرگوار که دو موشک به هواپیمای مسافربری شلیک کرد.»

 

برخی اصلاح طلبان به ماجرای انتخابات سال ۸۸ را سوژه خود کردند و تصاویری از کتک زدن مردم در خیابان‌ها را منتشر کردند و نوشتند دست بیقرار لباس شخصی‌هایی بود که خیلی خودسر مردم را کتک می‌زد و کسی کاری به آن نداشت.

 

به گزارش رویداد۲۴ حوادث دیماه ۹۶ و اعتراضات آبانماه ۹۸ از دیگر موضوعاتی بود که مورد انتقاد افکار عمومی بود و با استفاده از این اتفاقات تلخ، از هشتگ دست بیقرار استفاده شد.

 

اما در مقابل این دو جریان، طیفی بودند که منتقد کلیه تصمیم‌ها در کشور بودند؛ آنها به اعدام‌های دهه شصت، قتل‌های زنجیره‌ای و حادثه کوی دانشگاه اشاره کرد و نوشتند در تمام این سال‌ها سندروم دست بیقرار داشتیم.

 

حسام الدین آشنا پیش از از این شوخی سریال پایتخت با حسن روحانی را مورد انتقاد خود قرار داده بود و نوشت که این سریال خطوط قرمز صداوسیما را فرسنگ‌ها جابجا کرده است؛ با این حال محسن تنابنده سرپرست نویسندگان و بازیگر سریال پایتخت در انتقادهایی که روزهای گذشته به این سریال شده بود، نوشت: «مجموعه پایتخت به عمری ده ساله رسیده، چون از دل افکار عمومی خلق شده و بخشی از حرف‌ها و درد و دل مردم است. این ده سال مصادف شد با عمر دو دولت با دو جهان‌بینی متفاوت، اما پایتخت در هر دوره حرف خودش که همان حرف مردم بود را زد تا نشان دهد نه غریبه می‌شناسد نه آشنا.»