رسوایی در استقلال/ در مناظره سعادتمند و اسماعیل خلیل‌زاده چه گذشت؟

رسوایی در استقلال/ در مناظره سعادتمند و اسماعیل خلیل‌زاده چه گذشت؟

به گزارش رشت۲۰؛ پس از مناظره عجیب خلیل‌زاده و سعادتمند روی آنتن زنده تلویزیون، تنها موضوعی که اصلا اهمیت ندارد این است که در این ماجرا چه کسی حق دارد و چه کسی توانسته در جایگاه «برنده» قرار بگیرد. هر دو طرف این بحث، بازنده هستند و بازنده اصلی نیز بدون تردید باشگاه استقلال و هوادارانش خواهند بود.

به نظر می‌رسد خلیل‌زاده و سعادتمند در مورد خودشان روراست نیستند اما ادعاهای درستی را علیه یکدیگر به زبان می‌آورند. در حقیقت زمانی که نوبت به افشاگری می‌رسد، آنها روی حقیقت دست می‌گذارند اما وقتی قرار است در مورد عملکرد خودشان توضیح بدهند، دیگر کاری به حقیقت ندارند. پس از مناظره جنجالی دوشنبه‌شب، چند حقیقت به طور کامل افشا شده است. مثلا اینکه سعادتمند اسرار محرمانه باشگاه را با یک خبرنگار در میان گذاشته تا رقبایش را در هیات مدیره حذف کند و بعد برای پنهان کردن رد پایش در این پرونده، دست به شکایت از خبرگزاری منتشرکننده این اسناد زده است. حالا دیگر فایل صوتی او در برنامه زنده فوتبال برتر پخش شده و دیگر شانسی برای انکار این ماجرا وجود ندارد. در مورد خلیل‌زاده هم می‌توان به این نتیجه رسید که دوستان او پس از کمک مالی به باشگاه استقلال، نه‌تنها خواهان بازگشت این مبلغ شده‌اند، بلکه به دنبال سود روزشمار آن نیز هستند تا در مجموع از این طریق برای خودشان درآمدزایی هم داشته باشند. در مورد سعادتمند، یک حقیقت حیرت‌آور دیگر هم وجود دارد. اینکه آقای مدیر در سفر به ایتالیا، هرگز با استراماچونی دیدار نکرده و هیچ ملاقاتی با او نداشته است. در حقیقت او فقط با چند ایجنت حرف زده اما خبر را چنان در بوق و کرنا کرده که انگار استرا در آستانه بازگشت به استقلال است. خلیل‌زاده هم بدون آن‌که تناسب چندانی با فوتبال داشته باشد، تنها به خاطر دوستی قدیمی‌اش با وزیر در این موقعیت قرار گرفته و نحوه ورودش به کادر مدیریتی باشگاه استقلال، با اصول حرفه‌ای همخوانی ندارد.

همان‌طور که رفتن سعادتمند مشکلات استقلال را به طور کامل حل نکرد، جدایی خلیل‌زاده هم همه چیز را درست نمی‌کند. با این حال پس از این حجم از افشاگری و ادعای متقابل، این دو مدیر دیگر هرگز نباید در اطراف یک باشگاه فوتبال دیده شوند

مهم‌تر از افشای چهره واقعی این دو مدیر و پرده‌برداری از فعالیت‌های خاص‌شان در باشگاه استقلال، این است که آنها با وجود همه این اختلاف‌نظرهای جدی، به صورت مشترک در این مجموعه حضور داشتند و به صورت پنهان و آشکار، مشغول جنگیدن با یکدیگر بودند. تعجبی هم ندارد اگر استقلال قهرمانی لیگ را از دست داده و حتی نتوانسته قهرمانی جام حذفی را در دیدار نهایی به دست بیاورد. تعجبی هم ندارد اگر این باشگاه ظرف یک سال چهار مربی مختلف داشته و با انواع و اقسام حاشیه‌های تمرینی، فرودگاهی و … دست و پنجه نرم کرده است. اصلا تعجبی ندارد که در این باشگاه، بازیکن رودرروی کادر پزشکی می‌ایستد و کتک‌کاری می‌کند. باشگاهی که مدیرانش این‌چنین به جان هم افتاده باشند، طبیعتا نباید در وضعیت بهتری قرار بگیرد. با این حجم از دشمنی و نفرت متقابل این دو نفر نسبت به یکدیگر، حضور همزمان آنها یک خیانت بزرگ به مجموعه استقلال بوده است. نکته جالب اینجاست که وزارت ورزش به عنوان متولی اصلی باشگاه استقلال، متوجه این وضعیت نشده و یا اگر هم شده، همه چیز را با بی‌خیالی محض رد کرده و تصمیم نگرفته تا جلوی این اتفاق را بگیرد. در نهایت هم این خود تیم بوده که چوب این دشمنی بزرگ را خورده و با این ناهماهنگی محض، ۴۵ میلیارد تومان بدهی به استراماچونی روی دست باشگاه مانده است.

همان‌طور که رفتن سعادتمند مشکلات استقلال را به طور کامل حل نکرد، جدایی خلیل‌زاده هم همه چیز را درست نمی‌کند. با این حال پس از این حجم از افشاگری و ادعای متقابل، این دو مدیر دیگر هرگز نباید در اطراف یک باشگاه فوتبال دیده شوند. بدون شک اگر این اتفاق در یک کشور اروپایی رخ می‌داد، کار این مدیرها به دادگاه و سخت‌ترین برخوردهای انضباطی می‌رسید اما حالا آنها با خیال راحت نشسته‌اند و به هم اتهام می‌زنند. آن‌چه می‌تواند به استقلال سروشکل بهتری بدهد و اوضاع را کمی عوض کند، تغییر شیوه انتخاب مدیر برای این باشگاه است. اگر وزیر ورزش دیگر به سراغ دوستان قدیمی‌اش نرود و اگر برای این جایگاه، افرادی را در نظر بگیرد که شایستگی لازم را برای ایستادن در این موقعیت دارند، طبیعتا استقلال دیگر به این حال و روز دچار نمی‌شود. همین حالا به وضعیت این باشگاه نگاه کنید. یک مدیر با چند ستاره قرارداد بسته و مدیر بعدی، همان ستاره‌ها را فراخوانده تا قراردادشان را کاهش بدهد. باشگاهداری از این آماتورتر هم می‌شود؟