روایت متفاوت دوست «رومینا» از حادثه قتل | ماجرای لایو اینستاگرامی رومینا چه بود؟

روایت متفاوت دوست «رومینا» از حادثه قتل | ماجرای لایو اینستاگرامی رومینا چه بود؟

به گزارش رشت۲۰  به نقل از فراز، اولین روایت از ماجرا به این صورت بود که روز اول خرداد ماه سال‌جاری دختری ۱۳ساله به نام رومینا اشرفی در تالش به دست پدرش با ضربه‌های داس به قتل رسید. براساس گزارش‌ها ظاهرا او به پسری ۲۹ساله به نام بهمن خاوری علاقه‌مند بوده و قصد داشته با او ازدواج کند؛ اما به‌دلیل مخالفت پدر از خانه فرار می‌کند و در نهایت پس از بازداشت و تحویل به خانواده از سوی پدرش در حالی که خواب بوده به قتل می‌رسد.

اما دوست صمیمی رومینا با صحبت‌هایش درباره درددل رومینا با وی، باعث شده که این ماجرا ابعاد جدیدی پیدا کند. بر اساس آنچه مونا محمدی می‌گوید، رومینا تقریبا یک ماه قبل از این اتفاق به وی گفته که در اینستاگرام در لایوی شرکت کرده و در آن زمان بهمن همه آن لایو را ضبط کرده و به وسیله ‌آن، رومینا را تهدید می‌کرده است. رومینا هم از ترس پدر، موضوع را مخفی نگه داشته بود.

 

مونا محمدی از دوستان رومینا، نوجوان ۱۳ ساله‌ای است که به گفته مادرش از کودکی با آنها رابطه خانوادگی داشته‌اند.

 

او در این مصاحبه از گفت‌وگوی کوتاهی که با رومینا داشته است، می‌گوید؛ گفت‌وگویی که هنگام بازگشت از مدرسه یا یکدیگر داشته‌اند و شاید در آن زمان هیچ یک گمان نمی‌کردند که روزی سر رومینا را بر باد دهد.

 

مونا می‌گوید: «در تاریخ ۵ اردیبهشت با تماس مدیر مدرسه برای کاری با رومینا به مدرسه رفتیم. در مسیر بهمن خاوری، کسی که حالا به‌عنوان یکی از متهمان و عوامل قتل رومینا در بازداشت به سر می‌برد، سوار بر موتور جلوی مدرسه پرسه می‌زد.»

 

او می‌گوید وقتی از رومینا پرسیدم که آن پسر اینجا چه می‌کند در جواب گفت: «چیزی به تو می‌گویم؛ اما به پدرم هرگز نگو!»

 

او در ادامه با لحن کودکانه‌ای می‌گوید: «رومینا به من گفت که در اینستاگرام در لایوی شرکت کرده و در آن زمان بهمن همه آن لایو را ضبط کرده است و حالا با آن مرا تهدید می‌کند.»

 

بر اساس اظهارات مونا، رومینا حتی هنگامی که با بهمن صحبت می‌کرد از جانب وی تهدید می‌شده است. او با شنیدن تهدید شدن رومینا توسط بهمن این علت را که چرا به پدرش نمی‌گوید، جویا شده و رومینا در جواب گفته است: «اگر پدرم بشنود خیلی عصبانی خواهد شد و مرا می‌کشد!»

 

مونا که در زمان مرگ دوستش با تماسی خود را به خانه او می‌رساند و آخرین دیدارشان وقتی است که پیکر بی‌جانش را به آمبولانس انتقال می‌دهند، در مورد روابط رومینا با پدرش می‌گوید: «رابطه او با پدرش خوب بود. دوستش داشت؛ اما رومینا می‌گفت که خیلی از پدرش می‌ترسد.»

 

به نظر می‌رسد همچنان موارد بسیاری در پرونده رومینا وجود دارد که ابعاد ماجرا را می‌تواند عجیب‌تر نشان دهد.

 

رومینا ۱۳ ساله اکنون در حالی در خانه ابدی‌اش خفته است که شاید تنها کسی بود که می‌توانست تمام حقیقت را آشکار کند. حقیقتی که به نظر می‌رسد حالا چنان پازلی است که قطعات آن به سختی باید در کنار هم قرار بگیرد.