شبح شوم تجاوز

شبح شوم تجاوز

به گزارش رشت۲۰؛ این ها حرف‌های دخترکی است که در راهروی آموزشگاه مورد تعرض پسر نوجوانی قرار گرفته بود. تعرضی که کم‌کم شکل تهدید با چاقو هم به خود گرفت و دختر نوجوان را مجبور به سکوت و رفتن از آن آموزشگاه کرد! زخم‌هایی عمیق که حوادثی از این دست بر روح و روان فرد آسیب‌دیده تا سالها باقی می‌گذارد و شاید هیچگاه بهبود نیابد، می‌تواند ریشه‌ی یک زندگی را بخشکاند.

تجاوز و آزار جنسی موضوع جوامعی صرفا همانند جامعه ما نیست، حتی در کشورهایی که سطح آزادی‌های اجتماعی متفاوتی دارند نیز تجاوز گه گاه تا سطح سیاستمداران طراز اول و یا هنرمندان به ظاهر روشنفکر نیز گسترده می‌شود.

تجاوز چیست؟!

تعرض جنسی، آزار یا تجاوز جنسی، هر یک مفهوم جداگانه ای از یک بزه اجتماعی ناشی از اختلالات روانی و اجتماعی را شامل می شود. آنچه در این گزارش به آن می پردازیم هرگونه تعرض و آزار جنسی به دیگری بدون رضایت او است.

همین عدم رضایت کافی است تا هرگونه آزار، تماس و برخورد کلامی یا فیزیکی، حکم تجاوز را پیدا کند. در یک کلام تجاوز یعنی تعدی به حریم دیگری بدون رضایت طرف مقابل.

وقتی تجاوزگر غریبه نیست

تجاوز جنسی آن هم در محیط خانواده مطمئنا شوکه کننده و ویرانگرترین حالت ممکن است. تمام ایمان و اعتماد یک نفر نسبت به آنچه حریم امن خانه می داند، در آنی فرو می ریزد. فرد مورد تجاوز در بی دفاع ترین حالت ممکن قرار می گیرد و خانواده که در تصور همه آخرین مأمن دردهای آدمی است، خود تبدیل به محل تهدید و آسیب می شود.

سکوت تحمیلی و رنج همزیستی با تجاوزگر آسیب روانی دیگری است که فرد آسیب دیده را بی پناه تر از قبل به حال خود رها می کند. همین جاست که اجازه تعرض به کسی که امنیتی در خانواده دریافت نکرده است در نتیجه ی اعتمادش به غریبه ها داده می شود. این نقطه ی آغاز بزهکاری های بزرگ و نابودی یک زندگی است.

پیامدهای مخرب این اتفاق شوم کم نیست، همین که عضو آسیب دیده ی یک خانواده به هوای کسب امنیت و دلگرمی به دیگران پناه ببرد، به طور بالقوه در معرض خطراتی همچون بهره کشی جنسی، اعتیاد، فروش مواد مخدر و… قرار می گیرد.

در بررسی موارد مختلف، افرادی که توسط یکی از اعضای خانواده مورد تجاوز قرار گرفته اند، نیاز بیشتری به مشاوره و همراهی همدلانه و حمایت عاطفی و حقوقی دارند. در این موارد تفاوتی در سطح آسیب پذیری میان دختران و پسران نیست.

تجاوز سفید!

سیاهیِ محض عمل تجاوز گاهی یک رابطه ی دوستانه را نیز به تباهی می کشد. سیاهی که گاه بر سفیدی رابطه چیره می شود. «تجاوز سفید» همانند آنچه در مورد تجاوز در خانواده گفته شد در بستری از اعتماد و ارتباط به ظاهر دوستانه شکل می گیرد. خواه همکلاسی باشد یا همکار یا دوست خانوادگی و حتی دوست مجازی، این روابط با میل و رغبت دو طرف شکل گرفته و در ظاهر چهارچوبی کاملا دوستانه و مورد اعتماد دارد. فرد آسیب دیده در این نوع از تجاوز به خواست خود به محل وقوع تجاوز می رود.

همین میل و خواست شخصی گاه باعث شکل گیری سوءاستفاده ها و آزارهای جنسی می شود که «تجاوز سفید» نامیده می شود. در اغلب موارد روابطی که به چنین سرانجامی می رسد، همراه با تهدید به افشای رابطه با انتشار فیلم و عکس است.

«هدیه» زن جوانی که فعالیت هنری دارد از شخصی می گوید که با سوءاستفاده از جایگاه هنری اش به دختران و دانشجویان زیادی نزدیک شد و به اشکال مختلف به آنها آسیب رساند. او با شرح جزئیات این رویداد به ایسنا می گوید: «او به بهانه ی دیدن آپارتمانش که یک آتلیه خانگی بود دختران زیادی را به خانه اش می کشاند. حین حرف زدن ها و نشان دادن منزلش سعی می کرد به من نزدیک شود، بعد مرا لمس کرد و سعی داشت نزدیک تر شود که به یک بهانه ای از خانه اش فرار کردم.»

هدیه می گوید فرد متجاوز از همه دخترانی که فریب خورده بودند با ژست هایی که حکایت از وجود یک صمیمیت بود عکس دو نفره گرفته بود و این ابزارش برای تهدید در شبکه های اجتماعی بود!

بهانه ای برای نزدیک شدن

وقتی قصه ی دختران آسیب دیده از تجاوز را می خوانیم، متوجه بهانه های متفاوتی برای نزدیک شدن به آنها می شویم. برچسب هایی مثل سنتی، اُمُل و حتی جهان سومی بودن ترفندی است که در بسیاری موارد فرد تجاوزگر برای تحقیر طرف مقابل و در نتیجه نزدیک شدن و آغاز «معاشرت» از آن استفاده می کند.

وعده ی ازدواج نیز همیشه یک ترفند اثرگذار برای فریب دختران بوده است!

«فَرِن» هنرمند جوانی است که توسط یکی از همکاران اسم و رسم دارش مورد تعرض قرار گرفته. او داستانش را اینطور روایت می کند: «آدم محتاط و محافظه کاری بود، کمتر ریسک می کرد و بیشتر تمایل داشت با دخترهای حرفه ای در حوزه ی کاری اش ارتباط برقرار کند. ترفندش برای نزدیک شدن، پیشنهاد ازدواج بود. قصدش از این پیشنهاد صرفا جلوگیری از افشای تعرضش به طرف مقابل بود، به این بهانه که خودت هم تمایل داشتی.» 

«فرن» می گوید: «علت دیگری که او پیشنهاد ازدواج می داد القای این ذهنیت بود که طرف مقابلش حتی در صورت تعرض و دست درازی هم به تصور اینکه اتفاق رخ داده در این نوع از آشنایی برای ازدواج، یک رخداد طبیعی است سکوت کند و اقدام به شکایت نکند.»

چیزهایی که کمتر شنیده ایم

تجاوز محدود به این موارد نیست، گاهی بین یک زوج هم چنین رابطه ای برقرار است. رفتاری که شاید هیچگاه حرفی از آن به میان نیاید و هیچ مرجع قضایی توان پیگیری آن را نداشته باشد. عدم رضایت یکی از طرفین یا رفتارهای خشونت آمیز آنها کافی ست تا یک رابطه ی زناشویی هم رنگ تجاوز به خود گیرد.

مورد دیگر «تجاوز خاکستری» است. یعنی زمانی که قربانی و حتی متجاوز نمی دانند خود یا طرف مقابل در چه سطح از رضایت یا نارضایتی برای برقراری رابطه جنسی قرار دارند، و یا زمانی که متجاوز نارضایتی طرف مقابل را حمل بر رضایت قلبی می کند. دو مورد اخیر صرفا نمونه هایی است که بدانیم تجاوز لزوما همراه با خشونت فیزیکی یا تهدید نیست یا صرفا با آنچه در قوانین به عنوان تجاوز مطرح می شود تطابق کامل ندارد.

با بررسی این گونه از روابط، بُعد اخلاقی در روابط پررنگ تر می شود، این اخلاق و مدارا است که در بسیاری موارد از بروز چنین رفتارهای عاری از انسانیت جلوگیری می کند.

سکوت یا سرکوفت؛ با متجاوزین همراه نشویم

زخم زبان زدن ها، توجیه عمل تجاوز و سرزنش آسیب دیدگان، به مثابه ی تجاوز برای بار دوم است. این به معنای همکاری و همراهی با خواست تجاوزگر است.

محکوم کردن قربانی تجاوز و القای این حکم که خواست تو نیز در این اتفاق دخیل بوده است، و همچنین ترس از قضاوت شدن و نپذیرفتن فرد آسیب دیده منجر به «سکوت» قربانی و جری تر شدن تجاوزگر می شود. چنین حالتی جرات و جسارت متجاوز و در نهایت آسیب دیدن افراد دیگری را در پی دارد.

قربانیان تجاوز در هر شکلی از رابطه، به عنوان فرد آسیب دیده نیازمند مراقبت و همدلی و پذیرش از سوی خانواده و جامعه هستند. ترس از قضاوت های ناحق و همینطور جایگاه اجتماعی فرد متجاوز در اغلب موارد قربانی را از ترس عدم پذیرش به سکوت خودخواسته ای وا می دارد. اما ناگفته پیداست که شکسته شدن سکوت آسیب دیدگان و پیگیری های قضایی، منجر به درک و بلوغ فکری جامعه در برخورد با این پدیده ی شوم خواهد شد. 

تجاوز، یک انحراف جنسی است

«صدیقه صفری» روانشناس و روان درمانگر، تجاوز را یک نوع انحراف جنسی می داند و معتقد است «متجاوز در در اثر ناتوانی در رفع نیازهای جنسی از راه های مشروع، دست به تعرض به تمامیت جنسی افراد دیگر می زند.»

وی تجاوز به عنف را یک نوع اختلال شخصیتی می داند که علل زمینه ای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و روحی روانی دارد و معتقد است عمل تجاوز به دو حالت سادیسم و مازوخیسم خودنمایی می کند.

خانواده و مسئولیت خطیر تربیتی

این روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا عنوان می کند: «این نکته را باید مدنظر داشت که والدینی که فرزندشان مرتکب تجاوز جنسی شده است نباید این مشکل را به حساب شرارت فرزندشان بگذارند و مشکلات و کوتاهی های تربیتی خود را به گردن دیگری بیاندازند.»

این کارشناس می افزاید: «محیط خانواده عملکردی دو سویه دارد، هم می تواند محلی برای رشد و شکوفایی فرزند و هم عاملی برای لغزش او باشد. نوع رابطه و رفتار پدر و مادر یا موضع گیری در مقابل کودک می تواند عامل لغزش باشد.»

متجاوز و اختلالات اجتماعی

این روان درمانگر اغلب کسانی را که دچار چنین لغزش هایی شده اند را نه دچار اختلال روانی، بلکه گرفتار اختلالات اجتماعی می داند و معتقد است «آنها بیش از بیماری های روانی، از زمینه های اجتماعی رنج می برند. بنابراین اگر محیط تربیتی ما محیطی ناسالم و به اصطلاح جنایی باشد نباید انتظار تربیت یک نسل سالم را داشته باشیم. تعریف محیط برای ما، ابتدا خانواده و پس از آن جامعه است.»

نگاه جامعه و سکوت خانواده ها 

«صفری» منتشر نشدن آمار تجاوزها یا سکوت و پنهان کاری در برابر عمل تجاوز را منحصر به کشور ما نمی داند و در این باره می افزاید: «این در مواردی بستگی به نوع نگاه جامعه به مسئله تجاوز دارد، به گونه ای که در برخی جوامع کودک آزاری عملی متجاوزانه محسوب نمی شود. یا در برخی از خانواده های ما به دلیل ترس از پیگیری های قضایی یا ریختن آبرو و… تجاوز گزارش نمی شود.»

اهمیت آموزش های پیش گیرنده

او درباره آموزش های پیش گیرنده می گوید: «عدم آموزش های خود مراقبتی به فرزندانمان باعث می شود عمل تجاوز در ذهن آنان طبیعی جلوه داده شود و موجب بیداری جنسی در آنها می شود. متاسفانه ما در این حوزه ضعیف عمل کرده ایم.»

این روانشناس اضافه می کند: «علاوه بر لزوم آموزش های خودمراقبتی به کودکان، یکی از راه های پیشگیری از تجاوز، آموزش والدین حتی از دوران جنینی فرزندانشان است. لازم است که والدین مهارت آموزش های خودمراقبتی و پیش گیرانه را فرابگیرند و در مرحله بعد آگاهی والدین در برخورد با فرزندی که با پدیده تجاوز روبرو شده الزامی است. متاسفانه گاها عدم آگاهی در این زمینه و برخوردهای غلط والدین باعث اقدام به خودکشی در این کودکان شده است.»

راه های پیشگیری و مسئولیت والدین

وی یکی دیگر از راه های پیشگیری را منع عبور و مرور تنهای کودکان زیر ۱۲ سال و به ویژه در محله های خطرناک در ساعات کم رفت و آمد می داند. «صدیقه صفری» همچنین اهتمام به آموزش درباره ی اینکه کودکان چطور از خود محافظت کنند و در صورت مواجهه با خطر متجاوز با چه روش هایی از دیگران درخواست کمک کنند و از موقعیت فرار کنند را وظیفه والدین و مربیان می داند.

این روانشناس در مورد دیگر مسئولیت های والدین در مواجهه با چنین شرایطی به ایسنا می گوید: «اگر فرزند ما -در هر سنی که باشد-، مورد تعرض و یا تجاوز قرار گرفته است باید ضمن پذیرش و شنیدن حرف های او، روند روان درمانی و پیگیری های قضایی را آغاز کنیم.»

روند درمان آسیب دیدگان

این کارشناس با بیان اینکه برای درمان آسیب دیدگان تجاوز هیچ نسخه ی از پیش نوشته ای وجود ندارد، می افزاید: «شکل آسیب دیدن هر فرد با دیگری متفاوت است، احساساتی که فرد قربانی تجاوز پیدا می کند متفاوت است و این به توان روحی او برای کنار آمدن با این مسئله بستگی دارد. لذا ابتدا ما باید آسیب شناسی کنیم و سپس از طریق درمان شناختی-رفتاری و تغییر افکار و احساسات فرد نسبت به خود، رفتارهایش را در روند درمان تغییر می دهیم. همچنین نکته اصلی در روند درمان، کمک به فرد آسیب دیده برای پذیرش این اتفاق است.»

به گزارش ایسنا، بنا بر آنچه کارشناسان و پژوهش های اجتماعی می گویند، پیشگیری از عمل تجاوز وظیفه ای است که طیف گسترده ای از نهادهای اجتماعی، تربیتی، آموزشی، اقتصادی و امنیتی را درگیر می کند. لذا در چنین فرآیند پیچیده ای، تعامل نهادهای مرتبط و همچنین خودآگاهی زنان و کودکان در کنار آموزش های خودمراقبتی اهمیتی چندبرابر پیدا می کند.

شَبَح شوم تجاوز می تواند زندگی فرد آسیب دیده را تا مرز نابودی و مرگ پیش ببرد، بنابراین حمایت جامعه و البته رفع زمینه های این بزه اجتماعی وظیفه ای اجتماعی است که خانواده در خط مقدم این مبارزه قرار دارد.