مشارکت شهروندی و دیوار بی اعتمادی نگاهی به عملکرد و اظهارات مسئوولان مدیریت  شهری رشت ؛

مشارکت شهروندی و دیوار بی اعتمادی

به گزارش رشت۲۰ ؛ علی کریمی پاشاکی / مفهوم مشارکت شهروندی در اظهارات و شعارهای مسئوولان شهر و حتی برخی مسئوولان اجرایی دولت کنونی در برخی شهرستانهای استان گیلان بسیار پر رنگ است و به عبارتی گوش فلک را کر کرده است؛ آیا به واقع این شعارها و اظهارات با عملکرد های این مسئوولان سازگاری دارد؟

photo 2016 11 11 07 50 36 360x240 300x200 - مشارکت شهروندی و دیوار بی اعتمادی

در درجه نخست باید توجه داشت که تحقق مشارکت شهروندی و مردم صرفا با شعار امکان پذیر نیست و در این ارتباط باید به چند نکته اساسی توجه شود.

 

۱ـ اینکه مشارکت یک مفهوم دو طرفه است؛ انتظار این است که اگر شهروندان به عنوان یک شهروند وظایف خود را انجام دهند، سازمانهای دولتی و غیر دولتی و علی الخصوص شوراهای اسلامی و شهرداری ها و سازمانهای مرتبط نیز ظرفیت مشارکت پذیری را داشته باشند و زمینه های واقعی و قانونمند مشارکت شهروندان و روستاوندان در حوزه های مختلف را ایجاد کنند. مشارکت در واقع نیازمند تعامل و رابطه دو طرف است.

 

۲ـ مساله دیگر، بحث آموزش است، گروهی از شهروندان و مردم هستند که نسبت به وظایف خود آگاهی ندارند و آنها برای مشارکت های لازم نیازمند آموزش هستند، چرا که مشارکت شهروندی به روش های آمرانه، دولتی مابانه و مبتنی بر نصیحت قابل تحقق نیست. در مقابل گروهی از شهروندان هستند که نسبت به مسائل شهرو زندگی در آن احساس مسئوولیت دارند و برای بهتر شدن وضعیت شهر و محیط زندگی خود تلاش می کنند. اما موضوع اساسی این است که تلاش های این دسته از شهروندان با واکنش مناسبی از سوی مسئوولان و مدیران یا مواجه نمی شود و یا با این موضوع هم شعاری و ظاهری برخورد می کنند و این احساس در شهروندان شکل می گیرد که اقدامات آنها دیده نمی شود. شهروندان باید باور کنند که مشارکت ها و دغدغه های آنها توسط مسئوولین دیده و شنیده و ترتیب اثر واقعی داده می شود. در غیر این صورت، ناامیدی و احساس بیهودگی در شهروندان شکل خواهد گرفت و دیوار بی اعتمادی میان شهروندان و مسئوولان بلند تر خواهد شد.

 

۳ـ یکی دیگر از مسائل بسیار مهم در بحث مشارکت شهروندی این است که در اغلب سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها، گروه های هدف، مشارکت داده نمی شوند؛ برای مثال ساماندهی دستفروشان، در جلسات تصمیم گیری، کسی سراغ دستفروشان نمی رود و آنها مورد مشورت قرار نمی گیرند کسی از آنها سوال نمی کند که چه راهکاری برای بهتر شدن شرایط و حل مسائل در آن حوزه دارند. با کمال تاسف تجربه نشان می دهد که مشارکت مردم و شهروندان بازخوردهای لازم را در سطوح مدیریتی دولت و غیر دولتی نداشته است، در واقع مسئوولان مشارکت پذیر نبوده اند و آنها بدون توجه به نظرات، دغدغه ها و منافع گروه های هدف با اتخاذ تصمیمات یک طرفه موجبات یاس، دلسردی و بی اعتمادی مردم و شهروندان را فراهم آورده اند. فی الواقع به نظر می رسد برخی از مسئوولان فقط در شعارهای ظاهری صحبت از مشارکت برای بهره برداری شخصی و یا سیاسی و … می کنند. این دسته از مسئوولان باید دقت نمایند که واکنش ها و آمیخته شدن رفتارها و مولفه های سیاسی در امر اجتماعی، خطرناکترین عامل برای از بین بردن مشارکت اجتماعی مردم و شهروندان است. به هیچ عنوان نباید امر اجتماعی به موضوع سیاست بازی و سیاسی تبدیل شود.

 

علی ایحال، اما اگر مسئوولان مبنای تصمیمات خود برای گروه های هدف را اعلام کنند و مردم و شهروندان را در جریان مطالعاتی که برای تصمیم گیری ها انجام شده، قرار دهند، موجب خواهد شد که شهروندان نسبت به تصمیمات اتخاذ شده و سیاستگذ اری ها متقاعد شوند، آنها را بپذیرند و پیروی کنند. مسئوولان اگر به مفهوم مشارکت  اجتماعی مردم و شهروندان فراتر از شعار باور دارند، باید تلاش کنند که اعتماد از دست رفته آنها را احیا کنند. اعتماد شهروندان و مردم در واقع اساس مشارکت شهروندی است. پس ضرورت دارد تا مدیریت شهری رشت از سیاسی کاری و سیاست بازی در امر اجتماعی چون زندگی شهری پرهیز نمایند.