نقدی بر تخصیص ۲۰۰۰میلیارد تومان اعتبار به رسانه ملی برای نظارت بر محتوای فضای مجازی

نقدی بر تخصیص ۲۰۰۰میلیارد تومان اعتبار به رسانه ملی برای نظارت بر محتوای فضای مجازی

به گزارش رشت۲۰، روز گذشته یک نماینده مجلس اعلام کرد که کمیسیون تلفیق مجلس، با مصوبه‌ای مدیریت و نظارت بر فضای مجازی را به صداوسیما سپرده است!

%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87 - نقدی بر تخصیص ۲۰۰۰میلیارد تومان اعتبار به رسانه ملی برای نظارت بر محتوای فضای مجازی

بر اساس اخبار منتشر شده، اعضای کمیسیون تلفیق طی مصوبه‌ای دو هزار میلیارد تومان اعتبار برای تولید محتوا در فضای مجازی تخصیص دادند که بر اساس جدول تعیین‌شده در اختیار سازمان صداوسیما،‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات،‌ سازمان تبلیغات اسلامی و… قرار گیرد.

اعضای کمیسیون تلفیق بودجه سال ۱۴۰۰ همچنین تصویب کردند «مدیریت و نظارت بر محتوای فضای مجازی» به سازمان صداوسیما سپرده شود.

باوجود آنکه روشن نیست بزرگ‌ترین رسانه کشور با ضعف‌های مدیریتی خود که باعث ریزش شدید مخاطب در سالهای اخیر شده، چگونه می‌تواند قدرتمندترین عرصه ارتباطی کشور را مدیریت کند، اما سوال اینجاست که براساس کدام الزام قانونی، اعضای کمیسیون تلفیق مجلس، حق واسپاری مدیریت فضای مجازی به صداوسیما یا هر نهاد دیگر را دارند.

واقعیت این است که مدیریت فرهنگی کشور سالهاست از موازی‌کاری رنج می‌برد و این وضعیت در فضای مجازی آشفته تر است‌.

شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی، دادسرای رسانه، صداوسیما، وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات، پلیس فتا و بسیاری دیگر از دستگاه‌های فرهنگی و امنیتی سالهاست خود را متولی مدیریت و نظارت بر فضای مجازی معرفی می‌کنند اما نتیجه این ادعاها چیزی جز پیچیده‌تر سدن عرصه مشکلات این بستر نبوده است.

در چنین شرایطی، حالا کمیسیون تلفیق مجلس که وظیفه تدوین لوایح بودجه سالانه را با هماهنگی دولت دارد، اقدام به سیاستگذاری در حوزه فضای مجازی کرده و تباش دارد با تزریق پول، این راه را هموار کند.

در شرایط کنونی کشور که ناکارآمدی مدیریتی، فضای مجازی را به باتلاقی برای دستگاه‌های فرهنگی تبدیل کرده، بهترین راه برای ساماندهی، ایجاد یک سامانه هوش مصنوعی برای مدیریت فضاست

این تخطی آشکار از وظایف قانونی بی‌تردید نباید از چشم سایر نمایندگان دور بماند و انتظار می‌رود نمایندگان آشنا با فضای رسانه و به‌ویژه فراکسیون رسانه مجلس، نسبت به این اقدام واکنشی جدی نشان دهند.

رسانه‌ملی سالهاست از ضعف مدیریتی رنج برده و خود گاه به بستری برای رواج شرط‌بندی و انتشار محتوای ناسالم تبدیل شده است. پیش از این صداوسیما با پیگیری پروژه ایجاد یک پیام‌رسان تصمیم سازی نادرست در فیلتر تلگرام داشت که در نهایت ولنگاری در این پلتفورم را بشدت بیشتر کرد.

با این سابقه، حالا مدیریت فضای مجازی با هزینه‌ای هنگفت چطور می‌تواند صورت پذیرد و چه تضمینی هست که سرنوشت این پول به سرنوشت میلیاردها تومان اعتباری که برای ساخت پیام‌رسان سروش هزینه شد، دچار نشود.

به‌نظر می‌رسد در شرایط کنونی کشور که ناکارآمدی مدیریتی، فضای مجازی را به باتلاقی برای دستگاه‌های فرهنگی تبدیل کرده، بهترین راه برای ساماندهی، ایجاد یک سامانه هوش مصنوعی برای مدیریت فضاست. سامانه‌ای که مردم در آن ناظر باشند و خود، اقدام به مدیریت این عرصه کنند.

تخصیص اعتبار ۲۰۰۰ میلیاردی به صداوسیما به‌عنوان یک نهاد حاکمیتی به معنای شکل‌گیری فساد و رانت در یک مجموعه عریض و طویل است که چابکی لازم برای حل مسائل خود را ندارد چه برسد به فضای مجازی

تجربه دیگر کشورها نشان می‌دهد، بهترین راه اعمال مدیریت بر رسانه‌ها، ایجاد مجموعه‌های مردمی و سامانه‌های هوشمند است که قدرت دریافت و رسیدگی به شکایات را داشته و پس از رسیدن شکایتها به حجم مشخصی از اعتراض، اقدام به اعمال هوشمند محدودیت کند.

طراحی این سامانه نه مشکل است، نه ناشدنی. در حال حاضر بسیاری از شبکه‌های اجتماعی از این امکان برخوردارند و به‌راحتی به فعالان فضای مجازی اعتبار می‌دهند یا از آنها اعتبارزدایی می‌کنند. در ایران نیز می‌توان به‌سادگی از توانمندی بخش خصوصی برای طراحی این سامانه استفاده کرد و آن را زیرنظر یک مرجع مستقل حاکمیتی که درگیر رقابتهای سیاسی و نزاع‌های اقتصادی نباشد قرار داد.

صداوسیما به‌عنوان یک رقیب برای فعالیت در فضای مجازی، صلاحیت مدیریت این عرصه را ندارد و اگر چنین شود، خلاقیت و انگیزه از این عرصه رخت می‌بندد و بازار انحصارگرایی، پویایی را از بسترهای مردمی ارتباطی می‌گیرد.

بنابراین ضمن پیشنهاد به اعضای کمیسیون تلفیق مجلس برای حرکت در چارچوب قانونی اختیارات و عدم ورود به حوزه سیاستگذاری فرهنگی، انتظار می‌رود ساختاری کارآمد برای استفاده هدفمند از فناوری برای مدیریت فضای مجازی طراحی و اجرا شده و در عرصه‌ای که حوزه تکنولوژی و توسعه ارتباطات است، از شیوه‌های تکراری و ناکارآمد سنتی استفاده نشود.

مدیدان صداوسیما اگر توانایی مدیریتی داشتند، ضعف‌های رسانه ملی را برطرف می‌کردند و افزودن بار مدیریت فضای مجازی به آنها می‌تواند باعث ضربه بیشتر به بزرگترین رسانه کشور شود. رسانه‌ای عظیم و زیان‌ده که قدرت تولید محتوای مناسب و حفظ مخاطب را ندارد.

از یاد نباید برد که تخصیص اعتبار ۲۰۰۰ میلیاردی به صداوسیما به‌عنوان یک نهاد حاکمیتی به معنای شکل‌گیری فساد و رانت در یک مجموعه عریض و طویل است که چابکی لازم برای حل مسائل خود را ندارد چه برسد به فضای مجازی.