چهارهدف عمده درباره ترور فخری‌زاده؛نتانیاهو شنبه خوشی‌را برای یهودی‌ها آرزو کرد تاجیک:با قدرت نرم باید انتقام ترور فخری‌زاده را گرفت/اقدام نظامی اسرائیل را در جهان مظلوم می‌کند

چهارهدف عمده درباره ترور فخری‌زاده؛نتانیاهو شنبه خوشی‌را برای یهودی‌ها آرزو کرد

به گزارش رشت۲۰ و به نقل از خبرآنلاین، مهسا مژدهی: نتانیاهو مترصد فرصتی است تا ایران را به دردسر بیاندازد. او ابایی از این ندارد که جهان بداند این رژیم در ترور دانشمند هسته ای، فخری زاده نقش داشته است اما در عین حال نمی خواهد که جهان نوک پیکان حملاتش را متوجه شخص نتانیاهو کند.

در وضعیتی که بایدن اعلام کرده قصد دارد تا به برجام برگردد و به توافقی با ایران دست پیدا کند، نگرانی ها در منطقه و از جمله برای نتانیاهو بالا گرفته است و آنها تلاش دارند تا به هر شیوه ممکن امکان چنین اتفاقی را کاهش دهند.

در خبرآنلاین با نصرت الله تاجیک کارشناس مسائل خاورمیانه به گفتگو پرداخته ایم:

gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - چهارهدف عمده درباره ترور فخری‌زاده؛نتانیاهو شنبه خوشی‌را برای یهودی‌ها آرزو کرد

با توجه به کدهایی که رژیم صهیونیستی در ماه های اخیر داده، رد پای آنها را در ماجرای ترور شهید فخری زاده چطور می شود دنبال کرد؟

از زمانی که نتانیاهو اسم شهید فخری زاده را در آن ارائه که بعد از دزدیده شدن اسناد آورد، معلوم شد که ایشان در لیست هست چون تاکید هم کرد که این اسم را به عنوان مسئول پروژه آماد در خاطر داشته باشید. ولی در این دو سه روز و همان اول که مطرح کرد که خبرهایی دارم و نمی توانم بگویم و شنبه خوشی را برای یهودی ها آرزو کرد، نشان می داد که خبر مهمی هست. مقامات آمریکایی ها جسته و گریخته به این موضوع اذعان داشتند. به عقیده من شاید کس دیگری قدرت چنین سازماندهی را نداشته باشد. یعنی همه قرائن نشان می دهد که دست رژیم صهیونیستی در کار است. با اینحال آنها به طور رسمی برای اینکه از تبعات حقوقی اش در امان باشند، علنی موضوع را بیان نمی کنند. اما قرائن نشان می دهد که کار رژیم صهیونیستی است. البته من فکر می کنم خیلی هم نباید قضیه نقش و قدرت اسراییل را بزرگنمایی کنیم، منهای نقائص یا نقص هایی که شاید خودمان داشته ایم. به نظر می رسد که آنها از یک ترکیبات کنسرسیونی در داخل کشور استفاده می کنند و این نیست که چنین سازماندهی بزرگی کاملا از خارج از کشور بوده و به ایران وارد شده. ما باید وزن خودش را بدهیم نه آنها را دست کم بگیریم و نه خیلی دست بالا.

در مورد تبعات حقوقی این ترور برای نتانیاهو و رژیم صهیونیستی صحبت کردیم، این اتفاق چه تبعاتی برای آنها خواهد داشت؟ ما دیدیم که با ترور سردار قاسم سلیمانی تبعات حقوقی چندانی گردن آمریکا را نگرفت. آیا این مورد متفاوت خواهد بود؟

این مصداق تروریسمی دولتی و خلاف قوائد بین المللی است و تداومش می تواند علاوه بر این که چرخه خشونت را ترویج کند، می تواند به صلح و امنیت جهانی هم لطمه بزند. نقطه ضعفی در ما  و روابط خارجی ما هست که ما توانایی بالایی برای یارگیری و اجماع سازی نداریم. یا به عبارت دیگر اگر بخواهیم بگوییم، همکارهای بین المللی قوی نداریم که با آنها همکاری داشته و از توان هم افزایی آنها برای گرفتن مثلا یک مصوبه از شورای امنیت استفاده کنیم. مثلا در مورد ترور شهید سلیمانی هم همین اتفاق افتاد. حالا هم دانشمند و متخصص یک کشور که هیچ قطعنامه و مصوبه بین المللی یا یک کشور علیه او صادر نشده تا به کسی اجازه این را دهند که او را ترور کنند.

در تاریخ مواقعی این اتفاق افتاده که مثلا جنایتکاران جنگی در کشوری ترور شده اند. اما ترور یک دانشمند در این وضعیت، بار حقوقی خاص خودش را دارد. لذا من معتقدم که اگر ما قدرت لابی گری و اجماع خودمان را در مورد یارگیری تقویت کنیم، شاید بتوانیم مصوباتی را از سازمان ملل بگیریم و فقط به پیشنهاد خویشتن داری دبیرکل سازمان ملل بسنده نکنیم و اعتراض داشته باشیم که چرا وقتی یک اتفاق در حد خیلی پایین تر در کشور دیگری می افتد، محکوم می شود، ولی وقتی چنین فردی در این سطح ترور می شود تنها پیشنهاد خویشتن داری ارائه شود. در صورتیکه در ممکن است آن فرد مثل مورد اخیری که در فرانسه رخ داد تنها تصمیمی فردی گرفته و تروریسم دولتی نباشد. من معتقدم با گسترش روابط خود با کشورهای موثر، استفاده از ابزارهای فشار و همکاری با سازمان ها و نهادهای بین المللی سعی کنیم تا در چنین زمان هایی فقط و فقط برای پاسخ گویی به یک هیجان و التهاب اجتماعی عمل نکنیم و اقدامات و تحرکات را گسترده کنیم. ربط دادن همه جنبه های عملیاتی که مصداق تروریسم دولتی است، به صرفا واکنشی نظامی از سوی ایران ، به عقیده من نگاه تک بعدی است. باید سعی کنیم آنقدر ابزار و قدرت نرم داشته باشیم که حتی تاثیرگزاری اش از قدرت سخت هم بیشتر باشد.

ما واکنش هایی از اسراییلی ها  و روزنامه هایشان داشتیم. این واکنش ها را مبین چه می دانیم؟

 من فکر می کنم که آنها به دنبال این هستند که هم از تبعات مثبت چنین اقدامی استفاده کنند و هم اینکه مسئولیت حقوقی چنین اقدامی را به عهده نگیرد. یعنی یک سیاست دوگانه را در پیش گرفته که هم بگوید این کار ما بوده و توانسته ایم چنین عملیاتی را در ایران نشان دهیم و هم تبعات را نپذیرد.

هدف این رژیم از چنین عملیاتی چه می توانسته باشد؟

نتانیاهو چند هدف عمده دارد. اول اینکه در پرتو وضعیتی که برای ترامپ پیش آمده و باخت او در انتخابات، یک بازی روانی را آمریکا و رژیم صهیونیستی طراحی کردند که هم همپیمانان آمریکا را دلگرم کنند و هم اجازه ندهند که ایران دست برتر را در تحولات آتی و مخصوصا در تحولات با آمریکا داشته باشد. همپینانان آمریکا الان در شوک باخت ترامپ بوده و خودشان را باخته اند. زیرا که سرمایه گذاری عظیمی کرده اند و بعد از آن امیدشان این بوده که تداوم این وضعیت، باعث تغییر رژیم شود. این آمال و آرزوی مثلث عبری، عربی و آمریکایی در دوران ترامپ بوده است.

تلاش آنها این است که در این مدت مانده بتوانند تاثیرگذاری داشته باشند تا بتوانند به هدف خود برسند یا زمینه را برای تحقق آنها در دوران بایدن فراهم کنند و راهی بدون بازگشت جلوی پای بایدن بگذارند.

هدف سوم هم این است که ایران را عکس العمللی کنند که اگر ایران در زمین آنها بازی کند، به هدف خود رسیده اند. بنابراین تلاش می کنند تا با استفاده از اثر حرکات ایذایی، به جای شروع یک جنگ و تبعات سنگین، از اثرات روانی حرکات ایذایی استفاده کنند.

هدف آخر که مهم هم هست، این است که هدف ضربه زدن به امکانات فنی و مهندسی ایران نیست، چرا که دانش قابل ترور نیست بلکه گرفتن فرصت از دیپلماسی برای حل مشکلات داخلی و خارجی ایران و روابط بین ایران و آمریکاست. آنها با طراحی این طرح به دنبال آن هستند که تا جایی که می توانند کاری کنند که دیپلماسی بین دو کشور و حل مشکلات از روش های دیپلماتیک به دوری از جنگ و خشونت در منطقه با هدف نرسیدن ایران به اهدافش تبدیل شود.

آمریکایی ها به ویژه جمهوری خواهان تا کنون واکنش ویژه ای نشان نداده اند. اما ترامپ همان روز اول دو توئیت را از خبرنگاران اسراییلی ریتوئیت کرد. با توجه به این اتفاق، ترور چراغ سبز آمریکایی ها را هم داشت؟ کشورهای عربی چطور؟

هنوز هیچ دلیلی وجود ندارد که بگوییم نتانیاهو مقامات آمریکایی را در جریان گذاشته باشد. اصولا به دلیل مشکوک بودن او به بعضی از مقامات آمریکایی تا به حال اینچنین ادعا نشده که آمریکایی ها در جریان اقداماتی از این قبیل نیستند.

اما ممکن است که ترامپ شخصا از طرقی به ویژه توسط جرارد کوشنر در جریان بوده باشد و این موضوع منتفی نیست. اما اینکه آنها چراغ سبزی نشان دهند را می توان نفی کرد و نه اثبات.

ترامپ هم می خواهد از هر راهی در این روزهای منفی استفاده کند تا را هی بی بازگشت جلوی پای بایدن بگذارد. خود او ممکن است چنین انگیزه ای برای چراغ سبز دادن داشته باشد. اما در مورد کشورهای عربی، من احتمال می دهم که سعودی ها و اماراتی ها انگیزه لازم را برای تامین مالی یا در درخواست امتیاز در ازای ایجاد رابطه را دارند. اما نمی شود مطمئن بود. ممکن است برخی از آنها اطلاعاتی داشته اند.

چه رفتاری از سوی بایدن پس از این اقدام انجام خواهد گرفت؟ تا الان او واکنشی نشان نداده و تنها برخی از چهره های دموکرات مخالفت خود را با ترور اعلام کرده اند.

بایدن روی کار نیامده. در دوران انتقالی هستند و ظاهرا من شنیده ام که مرسوم نیست که رئیس جمهور منتخب چنین واکنش هایی نشان دهد. چند نفر از دموکرات ها و افراد نزدیک به او موضع گرفته و محکوم کردند. خود بایدن هم در زمانی که ترور سردار سلیمانی اتفاق افتاد در مقاله ای این اقدام را محکوم کرد. اگر بشود با یک کار سیاسی و دیپلماتیک در مجامع بین المللی مصوبه محکومیت این امر را بگیریم و هم در کار با تیم بایدن روشن کنیم که هدف از این اقدامات از بین بردن زمینه های هرگونه همکاری بوده، می توانیم منتظر موضع گیری مناسب از سوی بایدن باشیم.

این ترور نه اولین و نه آخرین ترور اسراییل است. ممکن است چنین اقداماتی دوباره اتفاق بیفتد چرا که آنها به هر دری می زنند که هرکاری که می توانند را در همین زمان باقی مانده از دولت ترامپ انجام دهند. چرا که بایدن دیگر چک سفید امضا به سعودی و امارات نخواهد داد. خیلی از کارهایی که اینها می خواهند بکنند با سیاست دموکرات ها هم خوانی ندارد.

این ترور چه وضعیتی را در منطقه به وجود می آورد؟

این موضوع مرتبط با نوع اقدامات ایران است. این اتفاق برای ایران راحت نبوده. اما طبیعتا تهرام هم نمی آید تا در زمین طراحی شده طرف مقابل استفاده کند. بلکه از اهرم های خودش استفاده می کند. زمینه های متعددی برای ایران وجود دارد. آنها منتظرند تا چنین اقداماتی نقطه شروع گسست در داخل ایران باشد. ایران باید با استفاده از اهرم های خود یعنی دور شدن از فضای نظامی، استفاده از قدرت نرم و کار بین المللی و.. باشد. اقدامات نظامی حتی موثر بر رفتار ایران سایه می اندازد و مانع از این می شود که جامعه بین المللی اقدامات اسراییل را محکوم کنند. ما باید دست برتر را داشته باشیم و از همان استفاده کنیم.