یادداشت – محمدپورجعفری | برخی از شاخص های رشد فرهنگی و اجتماعی در کاهش آسیب های اجتماعی

یادداشت – محمدپورجعفری | برخی از شاخص های رشد فرهنگی و اجتماعی در کاهش آسیب های اجتماعی

به گزارش رشت۲۰، پدیده اجتماعی چیست؟ و چه موقع یک پدیده اجتماعی به بحران و آسیب اجتماعی تبدیل می شود؟. به طورکلی پدیده عبارت است از آنچه که خود را نشان می دهد، یا شواهدی آشکار می شود، یا از طریق حواس و هوشیاری درک می شود. در زبان جامعه شناسی پدیده به هر واقعیت اجتماعی گفته می شود البته در حالی که برای همه آشکار و عینی باشد و رو به افزایش باشد.

زمانی یک پدیده اجتماعی تبدیل به آسیب اجتماعی می شود که جامعه پیش بینی درستی از آینده آن پدیده نداشته باشد. در واقع نقش جامعه شناسان اینجا خود را نشان می دهد که آیا آنها به درستی وضعیت امروز را پیش بینی کرده بودند یا نه.؟ اگر امروز طلاق، اعتیاد و…جز آسیب های جدی و مهم جامعه هستند باید گذشته را مرورکرد نه امروز را چون بررسی امروز برای آینده مفید خواهد بود.

برخی از شاخص های رشد فرهنگی و اجتماعی که در کاهش آسیب های اجتماعی موثر است به شرح زیر می باشد:

نخستین شاخص کتاب خواندن است. نمی‌‎پذیرم که میانگین ایرانیان پولی برای کتاب خریدن ندارند، چرا که ایرانیان برای غذا و تفریح پول به اندازه کافی دارند ولی برای مطالعه و بالا بردن سطح فکری پول خرج نمی‌‎کنند. یکی از پیامدهای بسیار مثبت کتاب خواندن این است که خود‌شناسی انسان افزایش می‌‏یابد.

نکته دوم رعایت حقوق انسان‌های دیگر است. در این زمینه خیلی سقوط کرده‌ایم. رعایت حقوق دیگران بسیار مهم و کلیدی است. اتفاقاً قواعد دینی ما در این رابطه بسیار آموزنده است. الان فرهنگ عمومی و اخلاقی ما بسیار انحطاط پیدا کرده است. این مسأله باید در یک جایی بحث شود. باید تعریف کردن از خودمان را هم متوقف کنیم اینکه می‌گوییم ما شاخص هستیم و در دنیا بسیار ممتاز هستیم به هیچ وجه درست نیست. تک تک افراد جامعه باید دارای خود کنترلی داشته باشند و نگاهی جامع و جزیی به رفتار خود در موقعیت های مختلف زندگی روزمره داشته باشند.

نکته سوم در این رابطه این است که باید افرادی منصفی باشیم. در فرهنگ ما کتمان، مماشات و توجیه زیاد داریم که برای توسعه یافتگی مضر هستند.

موضوع چهارم این است که دامنه لذات ایرانی ها خیلی محدود است. سبک زندگی ما لذات ما را به موارد خاصی محدود می‌کند. قدم زدن در خزان، با دوستان فرهنگی بودن، کمک کردن به ایتام، پنج دقیقه به یک گل نگاه کردن، چهل صفحه در مورد خود نوشتن، احترام به عابر پیاده، نپریدن وسط حرف دیگران، سکوت فراوان، آشغال پرت نکردن از اتومبیل، جواب تلفن مردم را دادن، مؤدب بودن، تقدیر از کار خوب، ویژگیهای مثبت افراد را دیدن، گفتن ده بار در روز: من اشتباه کردم، زبان‌های خارجی آموختن و ..در زندگی ما ایرانی‌ها بسیار محدود است.
نکته پنجم این است که باید نظام اجتماعی با ثباتی داشته باشیم.

در گذشته توقع مردم از شهرداری‌ها فقط در خدمات شهری و طرح های عمرانی محدود شده بود اما امروز نگاهی فراتر از این امور در مردم ایجاد شده و مسائل فرهنگی وحقوق شهروندی هم در اولویت قرار دارد. اگر شهرداری در امور فرهنگی و آموزش شهروندان سرمایه ‌گذاری کند و در شهرها شاهد نشاط و شادابی باشیم بسیاری از آسیب های اجتماعی و نیز پرونده های قضایی کاهش می یابد. شهرداران نباید از مسائل فرهنگی غفلت کنند و انتظار میرود در کنار خدمات شهری و کار عمرانی به این امور مهم هم توجه داشته باشند تا با چالش و اسیب مواجه نشویم. آموزش یکی از مباحث مهمی است که شهرداری ها در کشورهای پیشرفته بسیار روی آن سرمایه گذاری کرده اند.

((موسسه مک‌کینزی تحقیقی انجام داده و گزارش آن را منتشر کرده است. در این تحقیق پایگاه داده‌ای جامعی از شاخص‌های عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ایجاد و تحلیل شده، با ۳۰ شهردار از چهار قاره مختلف مصاحبه شده و یافته‌هایی از بیش از ۸۰ موردکاوی در مورد اقداماتی که مدیران شهری (در راستای برنامه‌ریزی شهری، مدیریت مالی و مسکن اجتماعی) انجام داده‌اند، جمع‌آوری شده است.

اقدامات گسترده‌ای که مدیران شهری در این تحقیق برای ایجاد تغییر مورد استفاده قرار داده‌اند، ارزیابی کمی اثر هر اقدام را بسیار سخت می‌کند. با این حال موضوعات مشترکی در بین آنها وجود دارند. آن دسته از مدیران شهری که گام‌های مهمی در توسعه شهرهای خود برمی‌دارند، سه کار را به درستی انجام می‌دهند: به رشد هوشمند دست می‌یابند، با کمترین منابع مالی بیشترین کار را انجام می‌دهند و برای ایجاد تغییر حمایت جلب می‌کنند.

کلیه مدیران شهری می‌خواهند اقتصادهای محلی آنها رشد کند؛ اما رشد اقتصادی به‌طور خودکار باعث افزایش کیفیت زندگی برای شهروندان نمی‌شود و حتی اغلب به محیط زیست آسیب می‌رساند. در واقع، بسیاری از شهرها حتی مجبور می‌شوند اقدامات اصلاحی پرهزینه‌ای انجام دهند تا مشکلاتی را که رشد اقتصادی به وجود آورده جبران کنند. بنابراین نباید فکر کنیم هر رشدی خوب است، بلکه باید بدانیم رشد هوشمند چگونه است. رشد هوشمند به رویکردی استراتژیک بستگی دارد که بهترین فرصت‌های رشد را شناسایی و تغذیه می‌کند و تضمین می‌کند که کلیه شهروندان از رفاه شهری بهره‌مندند )).

یکی از نکات مهم در رویکرد استراتژیک بحث آموزش اجتماعی است .نظام آموزش و پرورش سالهای سال در ذهن ما معدن کاوی کرده است تا قابلیت های اندک و ویژه ای را که خود به رسمیت می شناسد کشف و استخراج کند. باید مفاهیم ساختاری خود را بازنگری کنیم. این نظام تنها در پی محصولاتی ویژه بوده است که برای آینده نظام آموزشی –تربیتی کار آمد نیست.

جوناس سلک می گوید: (اگر حشرات از روی زمین محو شوند طی پنجاه سال نسل بشر منقرض می شود .اما اگر انسان منقرض شود،طی پنجاه سال تمامی گونه های حیات شکوفا می شوند .) این گفته سلک اشاره ای تلویحی به اهمیت تربیت داشته باشد.

پس در بحث آموزش اجتماعی تربیت اجتماعی بسیار مهم تر خواهد بود تربیت اجتماعی به دلیل اهمیت آن در شکل گیری رفتارهای اجتماعی، همواره مورد توجه همه‌ی صاحب نظران تعلیم و تربیت و همچنین جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی بوده است.

شهرداری ها به دلیل مواجه مستقیم با مردم مهم ترین نقش را در این بخش دارند.این آموزش همگانی اجتماعی در درجه اول باید در برخورد خود پرسنل شهرداری ها با مردم دیده شود.افرادی که در نوک ارتباط بامردم هستند باید خود فرهنگ ارتباط با اقشار مختلف را داشته باشند آنها نماینده سازمان می باشند و باید در انتخاب آنها بسیار دقت کرد باید آنها دوره های های روان شناسی و ارتباطات را سپری کنند چون یک برخورد آنها با یک شهروند مثل اتفاقاتی که گاه گاهی در خصوص برخورد فیزیکی با دستفروشان را شاهدیم باعث می شود عموم مردم نسبت به شهرداری ها بی اعتماد شوند و حتی آن را مقابل خود بدانند و این همان نقطه ای است که باعث میشود ارتباط بین شهرداری و جامعه قطع شود.وقتی این ارتباط قطع شود شهرداری نمیتواند به درستی آموزش و تربیت همگانی اجتماعی را انجام دهد.باید نگاهی کیفی به فعالیت های فرهنگی داشته باشیم نه کمی.پرکردن و گزارش دادن برنامه های ریز ودرشت که کوچکترین تاثیری در فرهنگ سازی و آموزش شهروندان نداشته باشد جز هدر دادن سرمایه مادی جامعه سودی نخواهد داشت.شهرداری ها که نقش موثری طبق قانون در کاهش اعتیاد در جامعه دارند چقدر دراین بخش دراین چند سال موثر بوده اند؟ایا صرف ایجاد اقامتگاهها و کمپ های ترک اعتیاد می تواند درکاهش این آسیب جدی کمک کند؟جامعه و افرادی که هنوز این آسیب دامن خانواده آنها را نگرفته امروز در معرض خطر هستند چقدر شهرداری در اطلاع رسانی و آموزش دراین بخش کارکرده است؟ حضور افراد متخصص در حیطه ی روان شناسی و جامعه شناسی و استفاده از پتانسیل هنرمندان در بدنه ی شهرداری ها با توجه به وضعیت آسیب های اجتماعی ضروری به نظر می رسد.

محمد پورجعفری
مدرس و کارگردان تئاتر