یادداشت/ مگر می‌توان؟

یادداشت/ مگر می‌توان؟

به گزارش رشت۲۰ و به نقل از انصاف، حجت الاسلام مجتبی لطفی از شاگردان و مسوولان دفتر مرحوم آیت الله منتظری در یادداشتی تلگرامی با عنوان «مگر می‌توان؟» به بهانه‌ی ترور شهید محسن فخری‌زاده نوشت:

مگر می توان از تروریسم دولتی به خشم نیامد وقتی هموطنانم را در قلب کشور به گلوله می بندند، و نگفت از حفره‌های امنیتی ایجاد شده در رده های حفاظتی، بر اثر بندگی پول و مقام و شهوت! و بی انگیزگی برخی از آنان؟

مگر می توان از خوی و ژن ترور در اسرائیلیان گفت که چگونه کشتن بی رحمانه را مسیری برای حفاظت از منافع خود حک کرده اند، اما نگفت از خدشه به انگاره آسیب ناپذیری ایران و شهرت امنیتی آن نزد مردم ایران و کشورهای رقیب!

مگر می توان به هوشمندی رقیب در برنامه و اجرا، بدون کر کری خواندن اعتراف نکرد، اما نگفت که ما چه کردیم جز تهدید، تهدیدی که نه قابل اجراست نه موجب اعتماد مردم!

مگر می توان از ضعف نیروهای امنیتی نگفت در برابر بیگانه علی رغم بوق و کرنای اشراف بر دشمن و ساختن گاندو و خانه امن و کلوپ ترور و…، ولی نگفت که جان برادر می‌دانی چرا؟ زیرا شما هم و غم خود را گذاشتید روی چند روزنامه نگار، فعال سیاسی، حجاب، شادی و… مردم بی پناه، برای شناسایی شبکه نفوذ، و در ماندید قصورا یا تقصیرا از شبکه نفوذ در بیخ گوشتان!

مگر می شود از اقدامات چند ساله و اخیر اسرائیل و شاید آینده نگران نبود، اما نگفت و سوال نکرد که سیاست های راهبردی مقامات طی این چهل و اندی سال، در برخورد با موضوع اسرائیل تا چه حد مدبرانه، به روز و اثرگذار در تامین امنیت کشور از یک سو، و ایجاد وحدت میان کشورهای منطقه بوده است و آیا در دو گانه جاذبه ایرانی/اسرائیلی، کدامیک برای خلیجی‌‌ها به ویژه، جذابیت داشته است؟!

مگر می‌توان از تروریسم بی رحمانه اسرائیل غافل بود که آنرا اعلام و در راستای منافع و حفاظت از کیان خود می دانند، ولی نپرسید تحریک با نوشتن شعار محو اسرائیل، روی موشک و… با کدام عقلانیت متناسب است؟ ما که خوب می دانیم راهبرد ایران به هر دلیل، پرهیز از جنگ گرم است، چه کنشی و چه واکنشی.

در چند سال اخیر در برابر بزن در روهای اسرائیل چه در دمشق و چه در تهران، نتوانستیم واکنشی که بازدارندگی ایجاد کند، از خود نشان دهیم. پس بهتر نیست به جای تهدیدهای تکراری و ملال آور که دیگر از نابودی حیفا و تلاویو در آن نشانی نیست، دست برداشته و راه دیگری در مناسبات جهانی و منافع ملی اتخاذ و از همه مهم تر، توبه سیاسی کرده و تعامل با مردم خود را برگزینند؟